![]() |
![]() |
|
| در آستانه لحظه ها |
|
اصلا" به من ربطی نداره کی چیکار می کنه ولی من هنوز دارم با خودم کلنجار میرم که واسه چی وبلاگ می نویسم! تعطیلش کنم یا نه! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 10 مهر1386ساعت 10:43 توسط نیلی |
|
|
خیلی اتفاقی و بدون برنامه ریزی قبلی رفتیم مسافرت: همدان و کرمانشاه! همدان رو قبلا با اردوی دانشگاهی دیده بودم اما دیدن کرمانشاه و آثار تاریخی فوق العاده اش خیلی جذاب بود. البته دیدن یا ندیدن معبد آناهیتا در کنگاور (نزدیکی کرمانشاه) چندان هم توفیری نداره . می تونین تو ذهنتون یه زمین خشک و خالی چند هزار متری رو تصور کنید که توش چند صد قطعه سنگ وجود داره که اگه تجسم ذهنی قوی ای داشته باشید می تونید فکر کنید الان توی یک معبد خیلی با شکوه هستید با یک بنای بسیار عظیم و ستونهای سر به فلک کشیده!! نمی دونم این بنا چه زمانی و به دست چه کسانی تخریب شده ولی اگر الان وجود داشت می تونست یکی از بی نظیرترین آثار دنیا باشه.
کوه بیستون هم با اون کنده کاریهای سنگیش شگفت آور بود. دیدن مجسمه هرکول که به قول همسرم چند صد سال خورده و خوابیده آدمو به یاد زمانهایی می ندازه که همه برای جاودان بودن تلاش می کردن! نکتهء خیلی جالب آدمای اونجاست.بر خلاف بعضی از شهرهای ایران اگه ازشون آدرس می پرسیدیم تا خوب حالیمون نمی کردن و مطمءن نمیشدن که گم نمی شیم ولمون نمی کردن! فقط مشکلشون اینه که به طرز وحشتناکی رانندگی می کنن و از خیابون رد می شن! نمی دونم چه جوریه که جمعیتشون تا حالا کم نشده! جلون چشم ما یه کامیون زد به سپر یه پیکان و باعث شد که چپ کنه! ما خیلی شانس آوردیم که سالم رسیدیم خونه! راستی خورشت خلال هم خوشمزه است. اگه رفتین کرمانشاه حتما" بخورین! به تکیه معاون الملک هم حتما" سر بزنید مثل ما فکر نکنید یه جای معمولی مثل همهء مسجدهاست! نه! به دیدنش می ارزه! طاق بستان به نظرم از همه جا قشنگتره چون از بقیه بناها سالم تر مونده. یکی از عکسای طاق بستان:
در صحنهء وسط اردشیر دوم در حال تاج ستانی از مظهر اهورا مزداست. در سمت چپ پیکر ایزدمهر در حالیکه بر روی گل نیلوفر آبی ایستاده است نقش شده است. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 4 مهر1386ساعت 18:37 توسط نیلی |
|
|
همهء این پشت میز نشین ها همهء این بی صلاحیت ها همهء این لیشوهایی که در مصدر کارها جا خوش کردن و به خودشون اجازه می دن برای ما تصمیم بگیرن رو باید آتیش زد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 11:8 توسط نیلی |
|
|
شهریور ماه خوبی بود. من فوق لیسانس قبول نشدم! اما برای بار دوم خاله شدم و از طرفی قبول شدن برادر همسرم در رشته پزشکی حسابی ما رو خوشحال کرد.
دارم جدا" به این واقعیت ایمان میارم که انگیزه های مادی آدمو در یک مقطع زمانی کوتاه مدت خوشحال می کنن. وقتی به چیزی که می خواستیم می رسیم فورا به خواسته دیگه ای فکر می کنیم٬ وحشتناکه! چون برای خواسته های آدمی مرز و محدوده ای وجود نداره بنابر این اگر مبنای خوشبختی رو بر رسیدن به همهء خواسته ها و آرزوهامون بذاریم هیچ وقت احساس نمی کنیم که خوشبختیم! تازه وقتی به خواسته هامون می رسیم می پرسیم خب بعدش چی؟ که چی بشه؟ اگر هم کسی باشه که بگه من فقط این و این و... اینو می خوام٬ وقتی به تمام خواسته هاش دست پیدا کنه به جایی میرسه که احساس می کنه بیش از نیازش داره این حس زیاد داشتن هم نتیجه ای نداره جز پوچی و بی انگیزگی و افسردگی و ... من دارم سعی می کنم وسیع تر فکر کنم٬ دارم سعی می کنم دیدمو درباره دنیا و آدماش عوض کنم ٬ دارم سعی می کنم...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 11:43 توسط نیلی |
|
|
نتایج کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد کی اعلام می شه؟
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 4 شهریور1386ساعت 17:54 توسط نیلی |
|
|
من و تو یکی دهانیم من و تو یکی دیده گانیم نفرتی من و تو یکی شوریم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 27 مرداد1386ساعت 17:29 توسط نیلی |
|
|
توجه کردین چقدر مسابقات تلویزیونی زیاد شده! چقدر مردم دلسوز دارن؟ می بینین تورو خدا؟ هر کی از هر طرف می ره دوست داره یه هدیه و یاد بود بده. حیف نیست قدرشو ندونیم! خدا رو شکر همه هم می تونن شرکت کنن فقط کافیه یه سیمکارت ایرانسل که هر روز داره التماس می کنه بخرید و یه پیامک بفرستبد! حالا اگه بتونید به این سوال جواب بدید شما برنده یه دستگاه هندی کم٬ یه پلاسمای ۴۲ اینچ٬ ۸-۷ ده تا سکه بهار آزادی و از این دست بسیار خواهید شد: بهترین راه چپوندن و به خورد دادن عقیده چیه؟ برای پیدا کردن پاسخ رجوع شود به...... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 16:48 توسط نیلی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
داروساز لی لی حوضک خاطرات یک زن گیلاس خانومی |
|
RSS
|